دوستان عزیزم سلام :
امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشین .
در کشور ما تیر و مرداد سخت ترین ماه سال است اما تصورش را بکنید کشورهای اروپایی از قبیل فرانسه و ....چقدر از این فصل لذت می برند و برایشان دلنشین است . گرمای هوا را حس نمیکنند .. به علت پوشیدن لباسهای شاد تابستان و استفاده از نعمت دریا و آفتاب .
البته خانمهای ایرانی از قافله عقب نمانده اند و نسل جدید برای تنوع به فکر برنزه کردن پوست خود افتاده اند ..
غرب زدگی :::
چند وقت پیش ، به بوتیک بنتون رفتم.موزیک خارجی از بلندگو پخش می شد قیمت لباسهایش از ۷۰ هزار تومان به بالا بود !!اصلا" نمی ارزید . انگار لباس منزل است . چقدر بدبخت شدیم که باید این لباسها را با قیمت بسیار گزاف بخریم . فقط پول مارک بدهیم .کاش از ورود این لباسها به مملکت جلوگیری می شد .
رشد روز افزون بانکهای خصوصی :::
تازگی ها فهمیدم در مملکت ما همانطوریکه رستوران های فست فود مانند قارچ توسعه پیدا کرده اند ،،بانکها نیز با انها رقابت می کنند !!!در هر خیابان اصلی چندین بانک خصوصی مشاهده می کنید و خیلی خوب هم سود می کنند پول مردم را می گیرند و سود پایینی پرداخت می کنند و به نفع خودشون است .
![]()
چهره ی شهر :::
به هر طرف می نگری رستورانهای فست فود با ظاهری فریبنده به ادم چشمک می زند ((غذاهای پر کالری و چاق کننده ))،، آیس پک فروشی ها ((بستنی های مقوی و فربه کننده ))،،بوتیک هایی با مارکهای بنتون ،،اسپریت ...((لباسهایی که در چین دوخته می شود و نسبت به قیمت بالایی که دارد اصلا" نمی ارزد فقط تو این همه مارک خارجی من از بوسنی هر چی لباس گرفتم و شستم هیچ تغییری نکرده است ))،، داروخانه ها مملو از انواع و اقسام کرمها و شامپو های متنوع (تازگی ها هر داروخانه یک مشاور دارد که می خواهد جیب شما را خالی کند و مسئول فروش است )).....
و زیبا تر از همه
::گ.ش.ت ارشاد است که در همه جا مشاهده می شود و نا خود آگاه ترس و دلهره در وجود ادمی پدیدار می شود .
بعضی از خانمها،،،(بنا به تربیت خانوادگی و شخصیتشون )) مانتوهای بدن نمای مبتذلی می پوشند اما گشت ارشاد انها را نمی بیند و به کسانیکه حقشون نیست تذکر می دهد . کاش می شد مردان را درست کرد . /.هرچی ما خانمها پوشیده لباس بپوشیم باز با چشمان هوسران رو به رو می شویم . مرد ایرانی،،، قدرت تصورش خیلی قوی است !!!!به خاطر همین در فیلمهای خارجی وقتی خانمی زیباهست تصویر را مات یا سیاه و سفید می کنند !!!!پایه از بنیان خراب است .
برعکس کشورهای پیشرفته ***مرد اروپایی چشم و دل سیر است . در تلویزیون و کنار ساحل یک دل سیر از کودکی تا نو جوانی (جنس مونث ))تماشا کرده و ...... اما مرد ایرانی کافیه به سواحل آنت الیا سفر کنه طفلکی چشمایش می شه چهار تا !!!!! کافیه با یک تور سیاحتی به کشور تای لند سفر کنه در مدت کوتاهی مفقود الاثر خواهد شد ![]()
![]()


منشی:::
همه ی ما رفتار خانم منشی ها را در مطب پزشکان دیده ایم . اصولا" این افراد ::: احساس غرور کاذب می کنند و خیلی از خودشون ممنون هستند .
یک روز تصمیم گرفتن برای چکاپ پیش دکتر چشم پزشک نزدیک منزلمان بروم . تلفن زدم و از خانم منشی وقت گرفتم / او گفت : وقت نداریم مطب خیلی شلوغه . گفتم ما بین مریض میام /. کمی زودتر رفتم و دیدم هیچ بیماری نبود و منشی گویا در توهم به سر می بردند /. خیلی راحت پیش دکتر رفتم و سریع به منزل برگشتم .
این هم یک نمونه بازار گرمی بود !!!
دور و زمونه بدی شده است .
متن پایین را در یک مغازه دیدم که به دیوار قاب شده بود /. به نظرم زیبا امد به خاطر همین نوشتم .
تیغ بٌران گر بدستت داد چرخ روزگار
هرچه می خواهی ببر ،اما مبر نان کسی

یکی تعریف می کرد در مهمانی بوده و شام را میل کردند و همه مسموم شدند فقط یک نفر که عادت داشت با غذا پیاز بخورد بیمار نشد !!!
خوردن پیاز را با غذا فراموش نکنیم .
سوسک در غذا :::
به یک جشن عروسی دعوت شدیم و هنگام شام شد /. من که قیافه غذاها را دیدم فهمیدم نخوردن بهتر است .کمی غذا کشیدم و شروع به بازی کردن کردم .رغبت نکردم بخورم . / پسر بچه ای بغل دست من نشسته بود و از اقوام عروس بود و به مادرش گفت این سوسک را در بشقابم ببین !!!مادر هم به او گفت ساکت باش و هیچی نگو .
***آخه شام را عروس از بیرون سفارش داده بود . ![]()
کاش خدا هرگز این حشره ی زشت را خلق نمیکرد .

سفری چهار ساعنه به کشور نخجوان :
یک روزی تصمیم گرفیتم به کشور نخجوان سفر کنیم /. اصولا" مردهای مجرد بسیار تمایل دارند مجردی به این کشور بروند . من نمی دونم چرا ؟ و ان جا چه خبر است ؟ چهار ساعت بیشتر ان جا نبودم و نتونستم کشف کنم در ان کشور چه خبر است !
اول به تبریز رفتیم و از ان جا جلفا و بعد مرز ایران و نخجوان .
برایم خیلی جالب بود در لب مرز پاسپورت را چک می کردند و خانممهای زیبایی با لباس فرم نشسته بودند و به پاسپورت مهر می زدند .
از روی پلی رد شدیم و یک خط بود که مرز بین ایران و نخجوان محسوب می شد و رود ارس زیر پل رد می شد .
مرز را رد کردیم . دیگر حجاب و روسری معنایی نداشت . آزادی بود .
سوار تاکسی شدیم و به شهر رفتیم . خانمها با لباس منزل (پیراهن ساده )در شهر تردد می کردند . شهر فقیری بود . بازارهایش جالب نبود فقط کفش مردانه خوبی داشت .(شکلات هم ارزان بود)
راننده تاکسی ما را به یک رستوران برد / باغ بود/.صندلی و میز بسیار کثیف .![]()
ناهار کباب خوردیم(گوشت خام )(من همه را به گربه های زیر میز دادم (عکس گرفتم اگر دوست داشتید می گذارم ) و راننده تاکسی را هم به ناهار دعوت کردیم (چون مرد خوبی بود خیلی هم خوش تیپ بود فقط دندان جلویش از طلا بود !!!
به زبان ترکی مسلط بود . او از خودش گفت که اهل باکو بوده و زنش فوت شده و تنها زندگی می کند .
به او گفتیم خوب یک همسر دیگر بگیرید . او گفت ::
انسان یک قلب داره و فقط می تواند یک نفر را دوست بدارد . !!
بنده خدا خبر نداره در ایران مردان علاوه بر همسر شرعی خود چند تا دیگر نیز زیر سر برای روزهای مبادا دارند !!!!این یک حقیقت است . من دیگر عادت کردم و مردی پاک و پاستوریزه باشه برایم عجیبه !!!من این اصل را پذیرفتم .و نسبت به این مسئله حساسیتی ندارم . ان قدر با زن و دختر باشند تا خسته بشوند .
۴ ساعت بیشتر در ان کشور نبودیم .هیچی نداشت ./اما برداشتن روسری و ازادی و استفاده از نعمت خورشید تابان و دیدن خانمها با پیراهنهای شاد و رنگی برایم خیلی جالب بود . ونمای ساختمانهای بدون بالکن ((
هر ساختمان یک داربست به بیرون زده بود و لباسهایشون را اویزان کرده بودند تا افتاب بخوره !!!))برعکس ما ایرانی ها که بالکن نداریم لباسها را در محیط خانه(سایه )خشک می کنیم انها به فکر نمای بیرونی ساختمانشان نبودند
!!!!!

این هم سفر نامه / البته از دید من است.من اصولا" شخصی هستم که همه چی دوست دارم و قدرت سازگاری بالایی دارم /.همسفری که با ما بود همش از گرمای هوا و کثیفی و بد بودن ناهار و قیافه مغازه ها می نالید ولی من لذت می بردم . /.

راستی از موسیقی وبلاگ هیچکسی چیزی نمی گوید ؟؟ دوست دارین یا نه ؟
سپاسگزارم نازنین




قدرتی است که در فکر و ذهن ما نمی گنجد . به هر طرف نگاه می کنیم نشانه های قدرت و عظمت او را می بینیم .با دیدن حشره ای بسیار کوچک مات و متحیر می مانیم 
ولی همیشه با خودم می گفتم : اگر پیش خدا بروم باید چند انتقادی که دارم رک به او بگویم و در اینجا حرفهایی که وقتی مردم با خدا خواهم زد را می نویسم . یک روز که به او رسیدم .رو در رو با او در این موارد صحبت خواهم کرد
در آفرینش انسان :::::. *
کودک انسان را ناتوان نمی آفریدم .مانند بچه حیوانات ،،قوی و مستقل می افریدم . تا یک نوزاد انسان بزرگ شود پدر ادم در میاد همیشه هم به والدین وابسته است و ادم تا اخر عمرش با ناراحتی فرزندش ناراحت و با شادی او شاد می شود و آرزوی سلامتی مطلق برای فرزندش را دارد.می خواهد دنیا نباشه اما فرزندش شاد و خوشبخت باشد . !!!فاکتور بگیریم ،، ازافرادی که زندگی آنها را می سازد (کسانیکه والدین خود را از دست دادن و یک عمر داغ انها را بر دوش می کشند )
یک هیولای زشت می کند خیلی شاکی ام. .
چرا باید فردی که بدبخت است تا آخر عمرش بدبخت باشه ؟ من خیلی ها را می شناسم که بدبخت هستند و تا اخر عمر بدبخت خواهند ماند
/. طرف پولش از پارو بالا می رفت . ۱۷۰ هزار تومان پول کتاب داد !!!بنابراین افرادی را مشاهده میکنیم که لنگ شام شب هستند و افرادی را هم می بینیم که پول زیادی در اختیار دارند و گیج شدند چه کنند ؟!
انسان را به گونه ای می افریدم که با یک وعده غذا سیر بشود و لازم نباشه در طول روز سه وعده غذا بخورد /ما همش غصه این را داریم ناهار چی بخوریم شام چی بخوریم ؟؟
. دنیا پر از خوبی و محبت و شادی می شد و دیگر بدی معنا نداشت .شاید زندگی یکنواخت و بی مزه و بی معنا می شد تا ابد چهره ها جوان و زیبا می ماند و مشکلات جدیدی رخ می داد . هیچکسی جز خداوند بزرگ و مهربان شایسته خدایی نیست اوست که ما را آفریده و از نهان همه چی خبر دارد و در آفرینشش حکمتی نهفته است هیچ مخلوقی را بی هدف و بیهوده نیافریده است .خدایا : قدرت مطلق تویی و به درگاهت سر تعظیم فرود می آوریم .
تمام این نوشته ها رویای بیهوده است . زندگی ::یعنی شادی /. غم *** سلامتی/. بیماری ***و به نظر من زندگی یعنی :: دنیای متضادهاست .
سپاسگزارم نازنین
